مرتضى راوندى

444

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سر ناسزايان برافراشتن * وز ايشان اميد بهى داشتن سررشتهء خويش گم كردن است * به جيب اندرون مار پروردن است درختى كه تلخست وى را سرشت * گرش برنشانى به باغ بهشت ور از جوى خلدش به هنگام آب * به بيخ انگبين ريزى و شهد ناب سرانجام گوهر به كار آورد * همان ميوهء تلخ بار آورد سراسر بزرگى به گفتار نيست * دو صد گفته چون نيم كردار نيست از آن گفتم اين بيتهاى بلند * كه تا شاه گيرد از اين كار پند دگر شاعران را نيازارد او * همان حرمت خود نگهدارد او كه شاعر چو رنجد بگويد هجا * بماند هجا تا قيامت به پا چنان كه ملاحظه مىشود فردوسى با غرورى درخور تمجيد ، محمود پرقدرت را مىكوبد و او را تازه به دوران رسيده‌اى بىاصل و نسب مىخواند كه ارزش هنر شاعر را نمىداند ، و چون در تبارش بزرگى نيست ، حرف بزرگان را نمىتواند بشنود . عليرغم مدحهايى كه فردوسى در شاهنامه از محمود مىنمايد ، شايد بتوان گفت كه اين نظر نهايى او دربارهء جهانگشاى نوخاسته ترك مىباشد ، اگر شاهنامه را بطور كلى در نظر بگيريم ، گذشته از كسانى چون كيكاوس و افراسياب و غيره ، اكثريت پهلوانان و پادشاهان آن ، خصوصياتى ايده‌آلى و بزرگوارانه دارند ، و شايد بتوان گفت يكى از هدفهاى فردوسى در سرودن اين حماسهء بزرگ ، دادن تصويرى از كارهاى بزرگ‌منشانه و شايستهء فرمانروايان گذشته باشد تا نمونه‌اى براى معاصرين و آيندگان گردد . به همين جهت بىدليل نيست كه تأكيد زياد بر روى صفات پهلوانى رستم ، محمود را عصبانى ساخته و گفته است : « شاهنامه خود هيچ نيست ، مگر حديث رستم ، و اندر سپاه من هزار مرد چون رستم هست . » اين همان شيوه‌ايست كه بسيارى از نويسندگان و شعرا خواسته‌اند با ذكر مكارم اخلاقى گذشتگان ، گردن‌فرازان عصر خود را متنبه سازند و به راه انسانيت و مروت بكشانند . اعتقاد به تبار پادشاهى بر تمامى شاهنامه سايه انداخته است و در اينجا نيز نبودن آن ، محمود را نامردى ناشايست براى قبول و درك شاهنامه مىنمايد . نكتهء دومى كه باعث به وجود آمدن اين هجويه شده است ، اختلاف مذهبى بين سلطان و شاعر مىباشد . ايمان فردوسى به حقانيت خاندان على ( ع ) به حدى ثابت و راسخ است كه مثل هر مؤمن ديگر هنگامى كه پاى مذهبش در ميان باشد ، با مقتدرترين مردان روزگار به مبارزه برمىخيزد . هجويهء او با درهم آميختن اين دو اصل از معتقدات او ، قدرت شاعر را توجيه مىنمايد ، و از لحاظ صلابت و شيوايى با بهترين مدائح او برابرى مىكند . در واقع قدرت